سر زندگی و نشاط






صفحه اول آرشيو مطالب پست الكترونيك RSS 2.0
درباره وبلاگ
به وبلاگ من خوش آمدید
● پروفایل مدیر وبلاگ
● پست الكترونيك
موضوعات
● عکس
● گوناگون
● سرگرمی
● داستان
● روانشناسی
● عجایب
● علمی
● طبیعت
● مشاهیر
● دانستنیها
● مذهبی
آخرين مطالب
● مدفن ائمه معصومين عليهم السلام
● سرداب مقدس حضرت ساقی عطشان (ع)
● جدید ترین تصاویراز اطعام زائران
● ادای احترام ارتش به زائرین امام حسین( ع)
● فتواهای جنجالی و بسیار خنده دار وهابیت
● مدرسه قدیمی و عجیب در پایتخت
● عکس منتخب
● هواپیماهای نیروی هوایی ایران
● حرف های یک خلبان در باره نیروی هوایی
● بوستانی در شهر زیبای دمشق
نويسندگان
● سید امیر
آرشيو مطالب
● فروردین 1393
● آذر 1392


.: Weblog Themes By LoxBlog :.

قصور ذهن

قصور ذهن

 

دو راهب در مسیر زیارت خود ، به قسمت کم عمق رودخانه ای رسیدند.


لب رودخانه ، دختر زیبائی را دیدند که لباس گرانقیمتی به تن داشت.


از آنجائی که ساحل رودخانه مرتفع بود و آن دختر خانم هم نمیخواست

هنگام عبور لباسش آسیب ببیند ، منتظر ایستاده بود .

یکی از راهبها بدون مقدمه رفت و خانوم را سوارکولش کرد.



سپس او را از عرض رودخانه عبور داد و طرف دیگر روی قسمت خشک

ساحل پائین گذاشت .


راهبها به راهشان ادامه دادند.

اما راهب دومی یک ساعت میشد که هی شکایت میکرد : ”

مطمئنا این کار درستی نبود ، تو با یه خانم تماس داشتی ، نمیدونی

که در حال عبادت و زیارت هستیم ؟ این عملت درست بر عکس

دستورات بود ؟ “

و ادامه داد : ” تو چطور بخودت این اجازه رو دادی که بر خلاف قوانین

رفتار کنی ؟ “

راهبی که خانم رو به این طرف رودخونه آورده بود ، سکوت میکرد ،

اما دیگر تحملش طاق شد


و جواب داد:” من اون خانوم رو یه ساعت میشه زمین گذاشتم اما تو چرا

هنوز داری اون رو تو ذهنت حمل میکنی ؟! “



نوشته شده در تاريخ جمعه 29 آذر 1392 توسط aliansjojo
ارسال نظر(0)

💬 نظرات کاربران
نظر خصوصی
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران