سر زندگی و نشاط






صفحه اول آرشيو مطالب پست الكترونيك RSS 2.0
درباره وبلاگ
به وبلاگ من خوش آمدید
● پروفایل مدیر وبلاگ
● پست الكترونيك
موضوعات
● عکس
● گوناگون
● سرگرمی
● داستان
● روانشناسی
● عجایب
● علمی
● طبیعت
● مشاهیر
● دانستنیها
● مذهبی
آخرين مطالب
● مدفن ائمه معصومين عليهم السلام
● سرداب مقدس حضرت ساقی عطشان (ع)
● جدید ترین تصاویراز اطعام زائران
● ادای احترام ارتش به زائرین امام حسین( ع)
● فتواهای جنجالی و بسیار خنده دار وهابیت
● مدرسه قدیمی و عجیب در پایتخت
● عکس منتخب
● هواپیماهای نیروی هوایی ایران
● حرف های یک خلبان در باره نیروی هوایی
● بوستانی در شهر زیبای دمشق
نويسندگان
● سید امیر
آرشيو مطالب
● فروردین 1393
● آذر 1392


.: Weblog Themes By LoxBlog :.

بی ریا ترین عشق

بی ریا ترین عشق

 

 

یک روز آموزگار از دانش آموزانی که در کلاس بودند پرسید:آیا می توانید راهی غیر تکراری برای بیان عشق،بیان کنید؟برخی از دانش آموزان گفتند با "بخشیدن "عشقشان را معنا می کنند.برخی "دادن گل و هدیه" و "حرف های دلنشین"را راه بیان عشق عنوان کردند.شماری دیگر هم گفتند "با هم بودن در تحمل رنجها و لذت بردن از خوشبختی "را راه بیان عشق می دانند.
    در آن بین پسری برخاست و پیش از اینکه شیوه ی دلخواه خود را برای ابراز عشق بیان کند،داستان کوتاهی تعریف کرد:یک روز زن و شوهر جوانی که هر دو زیست شناس بودند طبق معمول برای تحقیق به جنگل رفتند.آنان وقتی به بالای تپه رسیدند در جا میخکوب شدند.یک قلاده ببر بزرگ،جلوی زن و شوهر ایستاده و به آنان خیره شده بود.شوهر ،تفنگ شکاری به همراه نداشت و دیگر راهی برای فرار نبود.

 

   رنگ صورت زن و شوهر پریده بود و در مقابل ببر،جرات کوچکترین حرکتی نداشتند. ببر،آرام به طرف آنان حرکت کرد.همان لحظه مرد زیست شناس فریاد زنان فرار کرد و همسرش را تنها گذاشت.بلافاصله ببر به سمت شوهر دوید و چند دقیقه بعد ضجه های مرد جوان به گوش زن رسید.ببر رفت و زن زنده ماند.داستان که به اینجا رسید دانش آموزان شروع کردند به محکوم کردن آن مرد.

    راوی پرسید:آیا می دانید آن مرد در لحظه های آخر زندگیش چه فریاد می زد؟بچه ها حدس زدند از همسرش معذرت خواسته که او را تنها گذاشته است!راوی جواب داد:نه! آخرین حرف مرد این بود که"عزیزم،تو بهترین مونسم بودی .از پسرمان خوب مواظبت کن و به او بگو پدرت همیشه عاشقت بود.

    قطره های بلورین اشک،صورت راوی را خیس کرده بود که ادامه داد :همه ی زیست شناسان می دانند ببر فقط به کسی حمله می کند که حرکتی انجام می دهد یا فرار می کند .پدر من در آن لحظه ی وحشتناک ،با فداکردن جانش پیش مرگ مادرم شد و او را نجات داد.این صادقانه ترین و بی ریاترین راه پدرم برای بیان عشق خود به مادرم و من بود.



نوشته شده در تاريخ سه‌شنبه 26 آذر 1392 توسط aliansjojo
ارسال نظر(0)

💬 نظرات کاربران
نظر خصوصی
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران